خرید بک لینک

وعاء دهر

ميرداماد وعاء دهر را مجعول بجعل باري تعالي و محل ابداعات و درنتيجه محلّ افعال خدا بصورت ابداع و ايجاد صنع ... ميداند ـ دهر را جزء ماسوي الله و عالم ميشمرد ـ موجوداتي مباين ذات و فكّي(انفكاكي) مسبوق به عدم حقيقي، و گويي دهر را ظرف وجود حقيقي و داراي حيثيت عدم ميدانست ـ كه همة موجودات آن موصوف به امكان بودند. او نيز وعاء دهر را نظير مُثُل افلاطوني يا همان انسان كبير ميانگاشت.

اما ملاصدرا تحت جذبة شديد عرفان، اصل موجودات و عوالم سيال و متجدد را نه در دهر كه گويي در سرمد قرار ميدهد (تعريف سرمد نيز درنظر ايندو حكيم متفاوت است)، زيرا حقيقت عقلي موجودات صورتي علمي است نه فعل و جعل و ابداع و نه داراي حيث امكان، زيرا در آنجا چيزي جز وجود نيست و امكان، وصف ماهيت است.

بدينصورت صدرالمتألهين بجز يك عالم، آنهم ماده، قائل نيست كه زماني و متصرّم و پوياست و محيط بر آن، و عالمگونهاي بنام سرمد كه ذات حق و مظاهر حق (بشكل صور عقلي) در آن قرار دارند بدون آنكه بتوان آنرا ظرف يا مكاني تلقي كرد.

برچسب: نویسنده: مهدی کاشانی تاريخ: جمعه 23 مهر 1395 ساعت: 5:44

صفحه بندی